خرید بک لینک
تقدیم به بانو بهاره رهنما و اجرای زیبای نمایشنامه فصل شکار بادبادکها یه باغ گل ، پونه و یاسه چشمات شعر و غزل ، قصه ی آسه چشمات وقتی لبات روو به سخن وا میشه همره اون میشه مسیر چشمات قصه چی بود؟؟ فصل شکار؟ بادبادک؟ حواس نمیزاره واسم که چشمات !؟ شیطنتش قشنگه ، اما بغضش پاک ، می کنه دل رو ، اسیر چشم

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 10:13

دوباره با دیدن تو ؛ پر زدم سر کشیدم ؛ به آسمون سر زدم رفته بودی ز دیده ؛ اما توو دل به خونه بودی و ؛ همش در زدم حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۱۷ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:49 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 10:13

رفتی و جات خالیه پیشم این بار تکیه زدم عمریه روی دیوار کاشکی میشد چشماتو باز ببینم لک میزنه دلم برای دیدار ... حبیب اوجاری ۱۳۹۳.۳.۱۸ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:2 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 10:13

کاشکی پاهات ، جای دلت سنگی بود یا که موهات ، جای چشات رنگی بود رفتی و با رفتن ِ خود حاصلم یه دریا اشک و کلی دلتنگی بود حبیب اوجاری۱۳۹۶.۳.۷ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:51 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 23:22

آدم های عجیبی هستیم ! برنامه های ارتباطی مختلفی روی گوشی هامون نصب می کنیم و شروع میکنیم به اد کردن دوستان و آشنایان ، بعد میریم سراغ هزارو یک کانال و عضوشون میشیم . بعد کم کم نوتیفیکیشنهای کانالها رو غیر فعال می کنیم و اگه با مخاطب ِ خاصی هم ! کار مهمی نداشته باشیم !!؟ و یا برامون خسته کننده شده

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

توضیح عکس: فیلم دربی که افتخار بازی در نقش اولش رو داشتمدر جمع عوامل فیلمبرداری بهمراه کارگردان عزیز اشتیاقم کم و جنگندگی ام کم شده است جلوه و منظره ی زندگی ام غم شده است همه اند خیره به دنبال من و اکشن ِ من ! حاصلم از همه عشق ، غیبت ِ مبهم شده است گرچه فرصت به نظر مقتنم و مقبول است گفتگوی من و

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

بهاره رهنما یه روز میاد همبازی شیم یه جایی آرزومو گفته ، کشیدم آهی خدا کنه تا لحظه های موعود شاد و سلامت باشی هر کجایی حبیب اوجاری ۱۳۹۵.۱۲.۲۷ نوشته شده در دوشنبه سی ام اسفند ۱۳۹۵ساعت 1:2 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

اومده ام بگم سلام ، بمبئی یاد بده اردو دو کلام بمبئی علی بشم ، دنبال کار و تحصیل دنبال گنج پُر طلام ، بمبئی رقیب سر سخت اگه دارم اما یه جور ، ته ِ دردسرام بمبئی رفیق من شیطونه و سر هوا ولی یه نوع ، اِند ِ مرام بمبئی مهم دلامونه که پیش همه میشه دعا کنی برام بمبئی؟ کارگرم توو رستوران ولیکن توو

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

اون شب توو ایستگاه قطار حرفاتو گفتی تند و زود اشکای چشم ِ من ولی رَوون شدن ، مثال رود گفتی به من ، نمیخامت گفتی که میده آزارت محبتام تکرای شد؟ که از سرت پریده زود؟ شکستی قلبمو ولی بدون ! هنوز دوسِت دارم سوختم و سر ، کشیده دود میخوای برو با ایکس و وای یا اون که هیچ چیزی نبود باشه میرم ، بمون تو چو

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

Clash of Clans کاشکی بیمرم ، تا که کاپ بگیرییا سکه ، اکسیر ، واسه آپ بگیری توی اتک هات ، یا که توی وار ِت بترکونی ! لوت ِ تاپ بگیری با هم بجنگیم واسه حفظ ِ خونه آجر ، واسه ساختن ، ماپ بگیریم وقتی که آپدیت میشه بازی باز هم برنامشو برام ، با داپ بگیری جِم بزنم ! تا پُر کنم رکاتو از لیدر ِ ت ، ت

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

توضیحا اینکه عکس صرفا جنبه ی هماهنگی با شعر رو داره کاشکی که عکسم ، زیر چونه ات بود ! یا شرم عشق ، ز من ، روو گونه ات بود کاشکی منم ستاد ِ رای ای داشتم تبلیغ ِ من ، سر در ِ خونه ات بود حبیب بودم برات ، نه چو ن دیگری اسمم ، توو دفتر ِ نمونه ات بود میخوام که باشم ، نه فقط یه دوره ! عشق تو جم

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

مهم اونه خودت رو چی بدونی ترس و پریشونی ها تو برونی دلت اگر گرفته یا پر از غم توی گوش دلت یه چی بخونی زمون داره می گذره عینهو نور باید مثه ساعت مچی ، بمونی هر کی گذاشت تنها تورو ، یا رفتش تو ، یاد ِ روز ِ باهمی بمونی فقط کمی به آینه نگاه کن باور نکن اونی که ، توی اونی ! حبیب اوجاری ۱۳۹۶.۲.۲۵

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

اگرمی شد اون روزا برمی گشتم

پیریمو ، پیش ِ جوونیم میزاشتم

سفیدی ِ مو رو می دیدم ولی

یه جزوه از تجربه ها می داشتم

حبیب اوجاری

۱۳۹۳.۲.۲۶

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 11:48 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

کاشکی به جای دل ، پاهات سنگی بود یا که موهات ، جای چشات رنگی بود رفتی و با رفتن ِ خود حاصلم یه دریا اشک و کلی دلتنگی بود حبیب اوجاری۱۳۹۶.۳.۷ نوشته شده در یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 18:51 توسط حبیب اوجاری| |

برچسب: نویسنده: آرشان کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 11 خرداد 1396 ساعت: 1:55

صفحه بندی